هی همش میشه پاورقی . خب ، پاورقیم میاد ! مث بعضی وقتا که حرفم میاد . تقصیرم چیه ؟ ((: یا مثلا الان که عنوانم میاد ! ((:

هو .


+دلم یه گروه میخواد ، که نه من کسیو بشناسم ، نه کسی منو بشناسه .

بعد هی بنویسم و سند کنم ، هی آدما رو بخونم ، هی ... هی ... بد جور دلم میخواد !



از خدا برگشتگان را ،

کار ، چندان سخت نیست !


سخت ،

کار ِ ما بُوَد .

کز ما ، خدا برگشته است ...


+بودنت هنوز مثل بارونه . تازه و خنک و ناز و آرومه ! (:


+وقتی از خدا ناراحتین ، چی صداش میکنین ؟ (:


+مثلا شمال بارون بیاد . باد بیاد . اونوقت چشمای دریا یهو طغیان می کنن و اشکاش می ریزن تو ساحل . مفهومه حرفام ؟!...


+بعد مثلا اینکه اتاقتو الکی رنگی رنگی کنی . که رنگ رخساره ی اتاقت ، خبر ندهد از سر ِ درونت !


+همیشه از جوش زدن بدم میومده ((: سلام ای جوش ِ روی لپ ((: . اثرات ِ عیده ، تازه صداشون در اومده (((:

پاییزک :)
هااای .
من اینجآیم !
.
.
.
.
تو کجایی .؟!

+ماییم و نوای بی نوایی ! :)

#دیوانه_نوشت_های_بی_مخاطب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان