نازنین . رفتنت ، شاتوت ها را که هیچ ، قرصهای اعصاب را هم افسرده کرد . [نه مرا با تو بودن آسان است ، نه توان گفتنت وداع وداع . عشق ! ای ترکش ِکنار ِنخاع ...]

هو .


نازنین .


چند بار گفتم با رفتنت ، باران ِ این حوالی طوفان می شود و ابرها کبود ؟

چند بار گفتم که اگر باشی ، که اگر بخندی ،

نه مرا توان ِ باران هست ، و نه هوای این حوالی را .

گفتی که می مانی .

گفتی که می خندی و دامن دامن از نگاهم شاتوت می چینی .

یادت هست ؟

می گفتم می توانم میان ِ گلهای دامنت ، تا معراج بدوم و بغل بغل رُز برایت بچینم و جایگزین خستگی هایت کنم .

گفتی اگر روزی نبودی ، عطرت را اتفاقی ، خیلی خیلی اتفاقی ، جا بگذار روی میزم .

ادعا می کردی که برای زندگی کردن ِ پس از من ، کنار قرصهای اعصاب و شلوارهایت ، نیاز داری که مست باشی . مست ِ عطر ِ من .

و من ، بعد از این حرفت ، دیوانه تر از پیش شدم و تمام شلوارهایت را گوشه ی حیاط با آتش ِ جانم به آتش کشیدم .

و بعد سرت داد کشیدم که هر وقت من مُردم ، با ارثیه ام برو وُ شلوار بخر . ولی هر وقت آمدی سر مزارم ، دامن بپوش و بیا ...

و بعد بوسه ای روی گونه ام نشست و آرامم کرد ... آتش ِ جانم ، به ناگهان فرو نشست . و تو ، مرا در نگاه پیروزمندانه و دریایی ات ، غرق کردی .

حالا ، تو رفتی و دامن دامن ، دامن روی تخت من ریخته ...

و من هر روز مست ِ عطر ِ شیرینت که اتفاقی ، واقعاً اتفاقی ، روی میز جا گذاشتی .

دامن هایت شده اند بلای جانم . ولی از دامن هایت بلاتر ، خاکستر ِ به آتش کشیدن ِ شلوارهایت است که از حیاط آوردمشان به آغوشم .

و بوسه ات ...


شاتوت های نگاهم ، همگی به زمین ریختند و زیر پا له شدند .

رُز هایی که از معراج برایت آورده بودم ، همگی پژمرده شدند .

و بوسه ات ، از روی گونه ام در زیرسیگاری افتاد و آتش گرفت ...

گلهای دامنت هم یکی پس از دیگری پژمردند .

و باد ، خاکستر شلوارهایت را از آغوشم دزدید و فرار کرد .

طوفان ، خانه ام را روی سرم آوار کرد وُ نامادری ِ آسمان ، ابرک ها را حسابی کبود کرد ...

قرص های اعصاب ، یکی یکی در آب حل شدند ...

و عطرت افتاد و شکست و خندید به این همه درماندگی ِ من .

و آتش ِ جانم دوباره زبانه کشید ...





#دستنویس

#چرت_و_پرت

پاییزک :)
هااای .
من اینجآیم !
.
.
.
.
تو کجایی .؟!

+ماییم و نوای بی نوایی ! :)

#دیوانه_نوشت_های_بی_مخاطب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان