:)

رب .

 

یه قسمتی از حرفهای حاج حسین ... :

 

دلم برای حرفای حاج حسین تنگ شده ... قبلا اصن نمی شناختمش . ینی یکی دوباره حرفاشو شنیده بودم ، ولی وقتی رفتم جنوب ، حرفاشو از نزدیک شنیدم ، دیدمش ، دیدم بدجوری نور بالا میزنه ...

دلم برای حرفای حاج حسین تنگ شده ... خیلی زیاد ...

 

نمیشه بازم برم جنوب ...

نمیشه که الان شلمچه می بودم ...

هعـــــی خدا ...

 

حاج حسین ...

با حرفات ، چیکار داری میکنی با دلم ...؟

با افکارم ...؟

با مغزم ...؟

با زندگیم ...؟

موضوع فقط دلی نیستااا ؛

داری چیکار می کنی با زندگیم ...؟

 

 

یه تیکه از حرفهای حاج حسین توی شلمچه :

" شهید حاج احمد کریمی فرمانده گردان ِ ما بود . گفتیم : حاج احمد خیلی این قبرای گلزار شهدا به تو کوچیکه . خیلی هیکل رشید بود . گفت :این قبرام عم زیاده به من . من از امام حسین خواستم ارباً اربا بشم تیکه تیکه بشم . گفتیم : حاج احمدی حالا ناز میکنی دیگه ؟ بابا بذار شهید بشی . بچه ها همین جا پشت سر شما ، خمپاره اومد تو او ، جمع او و بیسیمچی هاش . حاج احمد کریمی کُلِّش شد یه گونی صد گرمی . تیکه تیکه شد ... اینجا ادبیاتش اینه دیگه . دیدی میگن فلانی عجب تیکه ایه ؟...اینجا باید اول یه تیکه لباس التّقوا بشی ، یه جوری تو چشم امام زمان بشی ، بعد تیکه تیکه بشی . امشب تیکه می خرن . امشب تیکه می خرن ... امشب لباس التّقوا می خرن ... بچه ها امشب غروب جمعه ایه ، یه جوری باید خودتو تو چشم امام زمان بکنی ... راهی نداری ... رااهی نداری ... اینجا ادبیاتش عجیب و غریبه . اینجا ادبیاتش عجیب و غریبه ... "

 

" مفقود شد ؟ تو اَبَر کامپیوتر ِ خدا گم شد ...؟ "

 

" میخواست امام زمان امروز ظهر بیاد ، نگاه به دلت کرد دید جایی نداره تو دل تو . جایی نداره تو دل من . جایی نداره ... تازه میگه اون موقع که دل منو میشکنی مواظب دلت بودم ... اون موقع که میخواست آبروت بره من نذاشتم بره .... من نذاشتم آبروت بره ... "

 

" اینجا وقتی وداع میکنی کسی با تازیانه تو رو نمی زنه . اون مال سکینه بود ... اون مال رقیه بود ... تو عزیز باش . تو ناز باش . تو نازنین باش . تو راحت روی این استخونا بشین . تو راحت روی این خون ها بشین . تو راحت روی این عزیزدردونه ی مامانا بشین . "

 

" و باید وداع کنیم ... "

 

این ویس رو حتما گوش بدین ... [کلیک]

 

این یکی ویس رو هم گوش بدین ... [کلیک]

 

 

+سلام آقا .

فدای تو .

غصه ی من ،

غمهای تو .

درد و بلات ،

برای من .

درد سرهام ،

برای تو .

 

 

:(

پاییزک :)
صخره
نکن دختر!من قد کافی داغونم با پستات داغون ترم نکن...

داغون چرا رفیق جان ...

هااای .
من اینجآیم !
.
.
.
.
تو کجایی .؟!

+ماییم و نوای بی نوایی ! :)

#دیوانه_نوشت_های_بی_مخاطب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان