دیوونه نوشت . دیوونگی نوشت .

خدای تمـآم ِ دیوونه های عالم .

 

 

 

دیوونه بودن قشنگه .

 

اونقدی قشنگه که میتونی از پنجره ی اتاقت تا کمر خم شی و خودتو بکشونی زیر ِ بارون و نگران نباشی که ممکنه از اون بالا بیفتی و مث شیشه ، هزار تیکه بشی و هر یه تیکه ـت فرو بره تو پای یه عابر . و بعد اون عابر هم تو رو لعنت کنه که شکستی ، هم خودشو که چرا چشمای -بلانسبت شما- کورشو وا نکرد که ببینه اینجا شیشه -و حتی یه آدم- شکسته ...

 

اونقدی قشنگه که میتونی یه کتاب برداری ، بری تو حیاط ، بشینی رو تاب ِ قدیمی و پر از خاطره ، و توی باد شروع کنی به خوندن ِ کتاب . و چادرتو اونقدر محکم بغل کنی تا باد نتونه بازیش بده . آخه چادر ِ ارث ِ مادر که بازیچه نیست که باد بخواد بازیش بده که ...

 

اونقدی قشنگه که میتونی دوربینتو برداری ، و از یه سوژه حتی شده هزاااااااااار تا عکس بگیری تا بالاخره یکیش قشنگ بشه و به خودت افتخار کنی و اینا ...

 

وقتی دیوونه از آب در میای ، همونجور دیوونه وار زندگی میکنیییییی تا وقتی دوباره که نه ، ولی این بار به جای آب ، بری توی خاک . شایدم یه روزی تمام ِ خاک ها رو سیل برداشت و دوباره برگشتی به آب ...

 

چرت و پرت که نیستن این نوشته ها ، ولی وقتی دیوونه از آب در بیای ، حتی اگه همه هم بگن چه چرت و پرتای قشنگی نوشتی ، بازم میگی خیلیم چرت و پرتام قشنگه . و وقتی هم هزار بار بگن بابا . ما عم که گفتیم قشنگه چرت و پرتات . مگه چی گفتیم ؟ میگی نخیرم . همین که گفتم . چرت و پرتام خیلیم قشنگه .

 

داشتم فکر می کردم دیوونه ها حتی اگرم صد بار ازشون بپرسی : حالت چطوره دختره ی دیوونه ؟ بازم میگن : حال ِمن ؟ خووووب ِ خوب . مگه میشه حال ِدیوونه ها بد باشه یه روز ؟ آخه میدونی ؟ دیوونه ها که فوت ِ مادربزرگ رو نمی فهمن که . دیوونه ها که مریض بودن ِپدربزرگ رو نمی فهمن که . دیوونه ها که غم ِرفقا و مشکلاشونو که نمی فهمن که . آخه دیوونه ها دیوونه ـَن ...

[-چطوری دختره ی دیوونه ؟

+من ؟ خوووبم . خوووب ِخوووب . مگه میشه من ِدیوونه خوب نباشم ؟ :)))]

(و توی پرانتز ِ دلم ، یه پی نوشت ِ پآییزک نوشت اضافه میکنم که :

پ.ن : من به این حال بدی معتادم . به جنونی ابدی معتادم . هیــــــــــــم .)

 

خلاصه که ، دیوونگی قشنگه . یاد قسمت 19 رادیو چهرازی افتادم وقتی داشتم مینوشتم این متن رو .

[-ای جان . ای جان . ای جان . دارم میرم به تهران . دارم میرم به تهران . دارم میرم به تهران . دارم میرم به تهران . 

+خب . حرف حساب شما چیه آقا ؟

-حرف حسابمو که ده دفعه گفتم و بلیط میخوام واسه تهران . تی بی تی یا ایران پیما فرقی نداره .

+ببین عزیزم . ما اینجا کار و گرفتاری زیاد داریم . اینهمه مسافر . منم ده دفعه اس دارم به شما توضیح میدم اینجا تهرانه . تهران به تهرانم خط نداره . ینی چی بلیط تهران میخوام ؟

-آره گفتی . همه میگن . ولی من حواسم جمعه . کجاش تهران حرف الکی میزنی ؟ یه بلیت بنویس ما میخوایم بریم تهران . ناهار و نمازم نگه داشتی صدا کن منو بیام پایین .

+ببین دیوونه ای ؟ مشکلی چیزی داری ؟

-عجبا . ما بعد یه عمر حالا تازه باید به تو ثابت کنیم دیوونه ایم یا چی ؟

+خو پ چی میخوای یه ساعته مصدع ما شدی اینجا تو ؟

-ببین انتظامی . والا ، جون هر چی مرده ، ما واسه خودمون معقول دیوونه ای بودیم . همه میدونن . بعد ِحبیب آسایشگاه دیگه موندن نداشت . خوشبخت شد . ما جا مونده بودیم . هر روز آرزو می کردیم ای کاش مام یه جوری مث اونا راحت کلکمون کنده شه . جون می کندیم تنهایی . مدیریت دید بُغ کردیم ، اومد گفت آقا مرخصی . جای شما دیگه اینجا نیست . گفتیم واسه چی ؟ گفت اینجا جای حال خوباس . شما مرخصی . باس بری بیرون قاطی بقیه .

+مدیریت ؟ خب راست گفته دیگه . لابد حالت بهتر شده دورت تموم شده مرخصت کردن . حالا چرا اومدی اینجا یخه ما رو گرفتی ؟]

 
 

 

 

اصلا ،

شایدم شاعر به نیته ِ من خونده که 

"تو دیوونه ای خیلی حالت بده ، که جز من کسی توی دنیات نیست ."

قصد ، مصرع ِ اوله خب . :)

 

+من گنگ ِ خواب دیده و عالم ، تمـــــآم کَر .

مَن عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش . ...!

 

 

+دیوونگی قشنگه .

دیوونگی خیلی قشنگه ...

 

+دیوونه بازی های رادیو چهرازی رو دوست دارم :)

 

 

+داره میباره بارونو تو نیستی .

شده این خونه زندونو تو نیستی .

چقد حس بدیه حس تنهایی .

دارم میشکنم آسونو تو نیستی .

 

 

+هرجا کم آوردی ، حوصله نداشتی ، گرفته بودی ، پول نداشتی ، کار نداشتی ، باطریت تموم شده بود ؛ تسبیحت رو بردار و صدبار بگو "استغفرالله ربی و اتوب الیه" . آروم میشی ... "آیت الله مجتهدی تهرانی"

 

 

+چه اسفند ها . آه .

چه اسفندها دود کردیم .

برای تو ای روز اردیبهشتی .

که گفتند این روزها میرسی ، از همین راه ...

 

:)))

 

+اگه چرت و پرت نوشتم ، شرمنده خب آخر . -___- .

 

 

پاییزک :)
شاهین Za
خیلیم خوب
چه اشکال داره

:)

شیدا
داشدم فکر میکردم تو از منم دیوونه تری :)

منی که انقد خوندم و خوندم و خودنم این روزا ولی بازم جواب

سوالامو نگرفتم :|

و بسی نیز گیج تر از گیج شدیم :/

چرا اینجا شکلک نداره خو ؟ :|

+ گفتی شارژ باتری :(

به خودم قول دادم یه چن وقت بسته نزنم تا نیام تلگرام :(

تا وقتی جواب سوالامو پیدا نکردم نیام :/

سخت عست [گریه] عرررررررر :|

+بسی دلم برایت تنگ عست :(((

++ لازم هم نیست شعر بگویی

فقط باش

بخند

حرف بزن

این یعنی شعر :)

سلام شیدا .

چطوری ؟

اوهوم . من یه دیوونه ام که دومی نداره . :))
ای کوفت بگیری دختر . آنلاین هم میشدی جوابمو نمیدادی که :| اصن سین نمی کردی کچل -_-

ندانم که چرا ندارد .. -_- خوب شد که ندارد البته . خلاقیتم توی شکلک ساختن رو شد :|||

ای کوفت . بسته بخر بیا ببینم . باید حرف بزنم باهات دختره ی ... -___- ایش .

پا میشی میای تلگرام عاااا . :|

+اوهوم . دل ِ ما نیز بانو ...

+:))

+شیدا .
هرجا کم آوردی ، حوصله نداشتی ، گرفته بودی ، پول نداشتی ، کار نداشتی ، باطریت تموم شده بود ؛ تسبیحت رو بردار و صدبار بگو "استغفرالله ربی و اتوب الیه" . آروم میشی ... :)))

+باید باهات حرف بزنم . پاشو بیا . خب ؟

+و اینکه شیدا . همه ی سوالا ، جواب دارن . ولی این دلیل نمیشه که فکر کنی همه ی جوابا قابل ِ فهم ِ ما آدماست . پس برای پیدا کردن ِ جواب ِ بعضی سوالات خیلیییی تلاش نکن . و اینکه اگه گشتی دنبال ِ جواب و پیداش نکردی ، ناامید نشو و زیر ِ همه چی نزن . به این فکر کن که تو به این دنیا نیومدی تا جواب ِ همممممممه چیو پیدا کنی و همممممممممممه چیو بدونی . تا اونجا که ظرفیتت باشه فقط اجازه ی کنکاش داری و میتونی بفهمی . بیشتر از اون ، نمیتونی . یعنی اصلا تواناییشو نداری . پس نبینم بیای غر بزنی سرم و بگی ناامید شدم و بزنی زیر همه چیزا :| والا بوخودا :|P:

+بسته بخر :|

محمد رضا
:)

:)

محمد رضا
سلام
یه وبلاگ جدید ساختم ممنون میشم این وبلاگ رو هم دنبال کنی




از طرف:
dlnvsht.blog.ir

سلام :)

:)

فاطمه جلالی
خیلی همـ عــآلی بانو :)

فدای شما :)

هااای .
من اینجآیم !
.
.
.
.
تو کجایی .؟!

+ماییم و نوای بی نوایی ! :)

#دیوانه_نوشت_های_بی_مخاطب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان