آمدی جانم به قربانت ! آمدی ؟! نه بابا نیامدی . خیالت است که آمده ! هِم ! خبالا .

دست مادر را گرفتم ،

دوتایی رفتیم آرایشگاه .

آرایشگر گفت : خب . چیکار میخوای بکنی ؟

گفتم : موهامو میخوام کوتاه ِ کوتاه کنم .

نشستم رو صندلی .

+خب . چقد موهاتو کوتاه کنم ؟

-خیلی کوتاه . پسرونه اصلن .

+وا . من دلم نمیاد که این موهارو پسرونه بزنم که .

ژورنال [ژورنال میگن بهش دیگه ؟ :|] رو گذاشت جلوم گفت انتخاب کن .

فلان عکس رو نشونش دادم گفتم اینجوری .

گفت نه این خیلی کوتاهه .

گفتم خب این .

گفت نه اینم خیلی کوتاهه دلم نمیاد موهاتو انقد کوتاه کنم :|

آخر راضیش کردم که موهامو کوتاه کنه .. ولی نه اونقد که میخواستم . میخواستم کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه کنم . ولی نکرد :| بلند تر از چیزی که میخواستم کوتاه کرد >:'|

ایش !

خلاصه اینکه موهارو زدیم چپر چلاق کردیمشون :))

کوتاه :))

نه کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه .

ولی کوتاه ِ کوتاه :|

من هنوز هم میگم که 

"دختر ِ غمگین را

چه به

موهای بلند !"

:|

در نتیجه چند روز بگذره میرم از اینم کوتاه تر میکنم :| اونجوری که میخوام . راحت شن از دستم این موعان ِ عزیز :|

دختری مث ِ من ،

که عاشق ِ موهای بلنده ،

که نصف ِ آرزوهاش این بود که موهاش بلند ِ بلند شه ،

وقتی از موهاش میگذره ،

میتونه از همه چی بگذره دیگه ! :)

به قول یکی ، خطرناکه همچین دختری :|

مثلا من الان خطرناکم ؟ :|

یوهاهاها :||

ولی خب شاید خطرناکم خودم نمیدونم -_-

عکس العمل ها خیلی خوب بود :|:|:|

خانوم آرایشگره : عزیزم خیلی بهت میاااااد ولی کاش کوتاه نمیکردی حیف بود موهات :|

یکی از داداشام وقتی فهمید که شاید برم از اینم کوتاه تر کنم : ببین منو ! رفتی دوباره دست زدی به موهات ، بازم از این غلطا کردی ، دیگه حق نداری پاتو بذاری تو خونه :|||||

بابام همینجوری مات نیگام کرد و ناراحت شد کلی ... ولی چیزی نگفت .. فقد گفت مبارکه ...

مامانمم ممتنع بود :|

دوستامم هنوز ندیدن موهامو ، ولی دورادور ابراز ِ فوش ُ دعوا ُ ناراحتی ُ گریه ُ قهر ُ اینها کردن :'|

آرایشگره دیگه میخواست سرم جیغ بزنه :| کوتاه میکرد ، بعد هی میگفتم بازم جا داره از این کوتاه ترم بشه ها :| هی میرفتم رو مخش :| دیگه خنده عصبی میکرد :||| دلم سوخت برایش :|:))))

 

ای امتحانات :|

تمام شوید جان ِ مادرتان ! :|||

خب ؟!!؟! :|

 

+

آشوب ِ جهان و جنگ دنیا به کنار

بحران ِ ندیدن ِ تو را من چه کنم ..؟

 

+

توی صفحه ی مدیریتم ، قسمت ِ وبلاگ هایی که دنبال می کنم ، شده مثل ِ کانال ها و گروه های تلگرامم :| حال ندارم برم بازشون کنم ُ بخونمشون :|

 

+

شاعر هم میفرمان که :

آمدی جانم به قربانت

ولی

با موی کوتاه چرا

:|

 

+

با روی سیاه

با گریه و آه

از راه اومدم

با بار گناه

من خیلی بدم

من دیر اومدم

دستم رو بگیر

من نابلدم ...

 

 

من حقمه که لایق نشدم

راست راستی درست عاشق ...

من حقمه که عاشق نشدم

راست راستی درست عاشق ...

من حقمه که آتیش بگیرم

یک دم تو آتیش صد بار بمیرم

تو حقته که آتیش بزنی

من بنده و تو مولای منی

[هر کاری دوست داری با من بکن]

من حقمه که آبروم بره

آتیش و مذاب تو گلوم بره

تو حقته که تنهام بذاری

هیزم به زیر پاهام بذاری

از ترسمه این حرفا رو زدم

هر چی تو بگی من خیلی بدم ...

[انقده بد ؟]

پس دل چی میشه ؟

[دلم چی ؟]

رافتت کجاست ؟

من قرصه دلم

رحمتت ... ؟

[منو میخوای بسوزونی با این دلم ؟؟]

پس دل چی میشه ؟

اشکا چی میشه ؟

مولاس تو دلم ...

مولا چی میشه ...؟

[خیلی خوبه این ... با روی سیاه ، حاج محمد کریمی ..]

 

هیــم !

خیلیـ وقت بود که ننوشته بودم خب ! 

بیست ُ اندی روز !

بیست ُ اندی روز ؟؟

یا قران ! :|

بیست ُ اندی روز :|:|:|

خب . میگی چیکارت کنم الان که بیست ُ اندی روزه ننوشتی ! هیم ؟ :|

خب :|

نطقم کور شده *-* کور که چه عرض کنم :| صد رحمتا به کور . به کور سلام کردن بعدش هم فرمودن زکی ! :| نطقم رو میفرمام :|||

 

خب . من الان چیکارت کنم که نداری این کتاب ِ منو که میخوامش ای کتاب فروشی ِ احمق ! :|

هان ! :|

خبالا :|||

 

 

صد هزار میدم به کسی که بیاد اتاقم رو تمیز کنه :|

البته صد هزار ریال ریال ! :)))

ینی مثلا صد هزار "ریال ضرب در دو" :))))

خب خالی عم من :|

 

سنتور جونم دوست دارم *.* خب ؟ :|

In rel with santoor 

:|

که چی !؟

هو هو هو :|

 

 

ام !

 

:)

پاییزک :)
ارمیا
(:

:]

😎😎😎BAHAR 😎😎😎
حیف بودن موهات دختر !
من موهام تا پایین کمرم بود ، وقتی پسرونه زدمشون برادرم دو هفته باهام حرف نمیزد !
عنوانم خیلی باحال بود :)
قلمتو دوست دارم :)

خانومه هم همینو گف :|

:))) برادر منم امشب اصابش خورد شد هی بد اخلاقی میکنه بام :|
:))
ممنون عزیزم :))

ی. مجیدی
پست جدییییید
خیلی هم عالی
بنویس.خوبه نوشتن
خب گذشتن از چیزهایی که آدم دوست داره سخته...پس حتما دلیل محکمی هست برای گذشتن ازش
دلیل مهم تر

:)))

ممنون .
بله ... دلیل محکمی هست :) دختر غمگین را ... :))

Haa Med
چرا دخترا موهاشون رو که کوتاه میکنن همه بدشون میاد؟

واقعا :|

حسـ ـن
بح بح بسلامتی که برگشتید :)
بعد اینکه بله واقعا اون نوای حاج محمود فوقالعاده است و منم شنیده بودم
عالیه

:)) ممنون .

خیلی خوبه اصن ... آدم بغضش میترکه ...

محمدامین فضلی
چقد دلتون پر بود خخ

بع له :)))

مهدی رنجبر
واکنش های اطرافیانتون خیلی خوب بود..
الان حس کمبود خواهر کردم که موهاشو کوتاه کنه بعد باهاش حرف نزنم :( البته نمیدونم من که از موی کوتا بدم نمیاد ولی اینجوری که دوستتون و خودتون گفتید مث اینکه باید اینجوری رفتار کرد!

:)) خدا فردا رو که میخام برم مدرسه بخیر کنه .

:))) نمیدونم باید اینجوری رفتار کرد یا نه . ولی با من اینجوری رفتار شد :|

پری بانو
این کوتاه کردن مو ها رو خیلی میفهمم !!

موهام تا کمرم بود ... لخت و خرمایی
همشونو از ته چیدم ....
و تهشم با ماشین ریش تراشی زدمش !

اوخ ..

ایشالا منم میرم همینکارو میکنم :))
خیلی درد داره ... ادم قلبش میگیره ... ولی ...

❤منتـــظر المـهـدی❤
+++

:) mamnun

المی ...
نععععع دختر باس موهاش بلندددد باشهههه>.<

عنوان:)))
شـکـوفـهـ
سَلام:)
خـــوندمـ...میشه به فال نیک هم گرفت این کوتاه شدن هـــارا...شـــــــــــروع دوبـــــاره...نـــعـــ؟میشــــــــــــه؟

سلام :)

شاید بشود ... بعلی میشود :)) حقیقتن میشود :))

مسافر اشک
سلام... چه پر انرژی ماشاءالله
بهتون نمیاد غمگین باشین;-) 

سلام :)

ممنون :))

الهه --
من دو ساله موهام پسرونه است...
دیگه همه عادت کردن , شده یه بخشی از وجودم انگار.
منم دلم مویِ گیس میخواد , ولی انگار تنها چیزِ اضافی تو این دنیا موهامه...
دختر است دیگر احساساتش را با موهایش نشان میدهد.

دقیقا ... :(

سادات
بسمه رب الجنه
لاف نزن نرگس خانم ! خیلی کوتاه نکردی که 
ان شاءالله دوباره بلند میشه :)
راستی برگشتت تبریک

:))

والا اونقدی که زنه هی میگفت کوتاه نمیکنم کوتاه نمیکنم ،
همین براش خیلییی بود :/😕😄😁
مچکرم :)

ehsan beheshtzad
یه دختر وقتی غمگینه مو کوتاه میکنه. یه پسر چی کار کنه : ) وقتی خیلی غمگینه. شاید باید مو بلند کنه؟! : ) چرا اخه وقتی غمگینین از موهای ما پسرا مایه میذارین مث ما کوتاه میکنین؟! : ) مطلبتون دلنشین بود. خداقوت!

پسرها باید تحمل کنن :) یا حتی کچل کنن :) چمیدانم من . :) پسر نبودم تا به حال که بگویم اگر غمگین بودم چه میشد °-°

تشکر .

:))
سَــر سال تحـویل دعا می کنم برات،که شهید مدافع حرم شی...منم دلم آشوبه...سر سال تحویل واسه منم لطفا همین دعا رو بکن...:))))

ممنونم :) خیلییی زیاد .

چشم . :)
فقط ، خیلی دوست دارم بدونم اون کیه که سر ِ سال ِ تحویل میخواد به یادم باشه ...؟ هوم ؟... :)

:))
یـک دوست که خیلی شبیه تــــوعــــه...اونــم مثــل تـو هـوای سوریـه رو کـرده...^ــ^
+هَــمــیـن:))

از بچه های مدرسه که نه احیانا ...؟

:))
نــه خـیـر از دوستان مـدرسـه نــه...^ـــ^

دختری دیگر ... ؟ :|

:))
بــله،بــله:)

:)))

:))
خـداحـافـظ:))))

بودین حالا :دی :]]

هااای .
من اینجآیم !
.
.
.
.
تو کجایی .؟!

+ماییم و نوای بی نوایی ! :)

#دیوانه_نوشت_های_بی_مخاطب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان